| به یاد تمام معلمان و اساتیدم |
|
اسم من گم شده است. توی دفترچه ی پر حجم زمان دیرگاهی است فراموش شدم. اسم من گم شده است لا به لای ورق کهنه ی آن لایحه ها زیر آن بند غریب پشت انبوهی از آن شرط و شروط لای آن تبصره ها اسم من گم شده است در تریبون معلق شده سخت سکوت حق من گم شده است. زنگ انشاء کسی انگار نمی خواست معلم بشود شان من گم شده است شان من نیست بنالم شان من نیست بگویم زتهی ، ز نبود یا از این زخم کبود لیک رنگ رخساره گواهی دهد از سر درون از همه رنج فزون. اسم من گم شده است نردبانی شده ام صاف به دیوار ترقی تا که این نسل و ان نسل پای بر پله ی من سوی فردا بروند و غریبانه فراموش شوم اسم من گم شده است. شاعر خانم امامی آن که اندیشیدن را به من آموخت معلم است . ستوده باد نور افشانیش که چراغ راه آینده من است
روز معلم که از راه می رسه یاد عزیزی می افتم که بهترین معلمم بود یاد نامه های محبت آمیزی که بهش می نوشتم یاد انشاء های سر کلاس یاد محبت هایش به من . بی اختیار اشک تو چشام حلقه می زنه سه سال راهنمایی همیشه او معلم ادبیاتمان بود چه روزهایی بود . چه وقتهایی که با شوق انشایم را تمام می کردم و برای خواندن آن در سر کلاس بی قراری می کردم چه وقتهایی که در مسیر خانه پشت سرش راه می رفتم تا از من بخواهد که تا خانه اش همراهی اش کنم اون چهره مهربون و دوست داشتنی و اون عینک که همیشه تو خاطرم زنده می مونه چقدر دلم می خواد یک بار دیگه اون چهره مهربان رو ببینم و روز معلم رو بهش تبریک بگم اما افسوس که هزاران کیلومتر از او فاصله دارم " محبوبه دروردی " هزار بار اسمش رو مرور می کنم همینجا از تمام زحماتش تشکر می کنم و براش آرزو می کنم هر جا هست در پناه امام زمان شاد و سلامت باشد در آخر برای تمام معلمها و اساتیدم آرزوی سلامتی دارم و می خوام هر جا باشم قدردان آنها و دعاگویشان خواهم بود تنها جمله ای که می تونم بگم اینه خیلی دوستتون دارم شاگرد کوچکتان ۱۲ اردیبهشت ۸۸
|


