تبليغاتX
با من بخوان حدیث عشق را ...
یاد قلبت باش ...

 

مهربانم ای خوب!

یاد قلبت باشد, یک نفر هست که اینجا

بین آدمهایی, که همه سرد و غریبند باتو

تک و تنها به تو می اندیشد

 و کمی

 دلش از دوری تو دلگیر است..

مهربانم ای خوب!

یادقلبت باشد,یک نفر هست که چشمش

 به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعایش این است

زیر این سقف بلند, هر کجایی هستی , بسلامت باشی

و دلت همواره ,محو شادی و تبسم باشد..

 

مهربانم ای خوب!

یاد قلبت باشد

یک نفر هست که دنیایش را

یک نفر هست که دنیایش را

همه ی هستی و رویایش را, به شکوفایی احساس تو پیوند زده

و دلش می خواهد, لحظه ها را باتو , به خدا بسپارد..

مهربانم ای خوب!

یک نفر هست که با تو

 تک و تنها, باتو

پر اندیشه و شعر است و شعور!

پر احساس و خیال است و سرور!

مهربانم !اینبار یاد قلبت باشد

یک نفر هست که با تو

به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت هر صبح , گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

 

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش , راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی..

مهربان ای خوب!

یاد قلبت باش...

 شاعر: مهین رضوانی فرد

 

+ ادامه مطلب

|+|
نگارش توسط رهگذر در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:22 قبل از ظهر
به یاد تمام معلمان و اساتیدم

 

 

 

اسم من گم شده است.

توی دفترچه ی پر حجم زمان

دیرگاهی است

فراموش شدم.

اسم من گم شده است

لا به لای ورق کهنه ی آن لایحه ها

زیر آن بند غریب

پشت انبوهی از آن شرط و شروط

لای آن تبصره ها

اسم من گم شده است

در تریبون معلق شده سخت سکوت

حق من گم شده است.

زنگ انشاء

کسی انگار نمی خواست معلم بشود

شان من گم شده است

شان من نیست بنالم

شان من نیست بگویم

زتهی ، ز نبود

یا از این زخم کبود

لیک

رنگ رخساره گواهی دهد از سر درون

از همه رنج فزون.

اسم من گم شده است

نردبانی شده ام

صاف به دیوار ترقی

تا که این نسل   و ان نسل

پای بر پله ی من

سوی فردا بروند

و غریبانه فراموش شوم

اسم من گم شده است.

شاعر خانم امامی

 

 آن که اندیشیدن را به من آموخت معلم است .

 ستوده باد نور افشانیش که چراغ راه آینده من است 

 

روز معلم که از راه می رسه یاد عزیزی می افتم که بهترین معلمم بود یاد نامه های محبت

آمیزی که بهش می نوشتم یاد انشاء های سر کلاس یاد محبت هایش به من . بی اختیار اشک

 تو چشام حلقه می زنه سه سال راهنمایی همیشه او معلم ادبیاتمان بود چه روزهایی بود .

 چه وقتهایی که با شوق انشایم را تمام می کردم و برای خواندن آن در سر کلاس بی قراری

 می کردم چه وقتهایی که در مسیر خانه پشت سرش راه می رفتم تا از من بخواهد که تا

خانه اش همراهی اش کنم اون چهره مهربون و دوست داشتنی و  اون عینک که همیشه تو

 خاطرم زنده می مونه چقدر دلم می خواد یک بار دیگه اون چهره مهربان رو ببینم و روز معلم

 رو بهش تبریک بگم اما افسوس که هزاران کیلومتر از او فاصله دارم  " محبوبه دروردی " هزار

 بار اسمش رو مرور می کنم  همینجا از تمام زحماتش تشکر می کنم و براش آرزو می کنم

هر جا هست در پناه امام زمان شاد و سلامت باشد  در آخر برای تمام معلمها و اساتیدم

آرزوی سلامتی دارم و می خوام هر جا باشم قدردان آنها و دعاگویشان خواهم بود

تنها جمله ای که می تونم بگم اینه خیلی دوستتون دارم

شاگرد کوچکتان  ۱۲ اردیبهشت ۸۸

 

+ ادامه مطلب

|+|
نگارش توسط رهگذر در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:45 قبل از ظهر
اس ام اس مسخره آقای احمدي نژاد!!

 

 

اس ام اس مسخره آقای احمدي نژاد!!

 از حدود يک ماه قبل از برگزاري دوره نهم انتخابات رياست جمهوري،
موجي از اس ام اس هاي مسخره و تخريبي عليه محمود احمدي نژاد به راه افتاد و اين اس ام اس ها تا به امروز کم و بيش ادامه داشته اند و به نظر مي رسد با نزديک شدن به انتخابات آتي بر وسعت آنها نيز افزوده شود.

 توجه داشته باشين براي من مهم نيست که شما از احمدي نژاد خوشتون مياد يا بدتون!
براي من مهم نيست که شما جزء طرفداران احمدي نژاد هستيد يا جزء منتقدينش يا جزء افراد بي طرف!

 اون چيزي که مهمّه اينه که:
شما با هر سليقه و طرز تفکري که باشيد، اگر يه جوک آقای احمدي نژاد! به دستتون رسيد،
کدوميک از واکنش هاي زير رو انجام ميدين؟:

 1. از ته دل ذوق مي کنم و کلّي مي خندم و بعدش برا ی همه ي دوستان و آشناها ارسالش مي کنم و تا يه هفته هر کس رو که ديدم جوک رو براش تعريف مي کنم!

 2. مثل بقيه پيامک ها. اگه خنده دار بود مي خندم، نبود نمي خندم. حوصله و پول داشتم ارسالش مي کنم نداشتم نمي کنم!

 3. چه خنده دار باشه چه نباشه بلافاصله حذفش مي کنم.

 من نميگم کدوم يک از واکنش هاي بالا درسته و کدوم غلط. فقط دو نکته ميگم و بعد تصميم گيري رو به عهده ي خودتون ميذارم:

 نکته اول: قرآن کريم/ سوره حجرات/ آيه 11 :

 يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ انْ يَکُونُوا خَيْرا مِنْهُم ... وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَاولئِکَ هُمُ الظّالِمُونَ.

 اى کسانى که ايمان آورده ‏ايد نبايد گروهى از شما گروه ديگر را استهزاء (مسخره) کنند، شايد آنها که مورد استهزاء واقع مي ‏شوند بهتر از مسخره کنندگان باشند ... و هر کس که از اين رفتار توبه نکند ستمگر و ظالم است.

 نکته دوم: امام صادق عليه السلام مي فرمايد:

 هر کس بر عليه مؤمني چيزي را نقل کند که بخواهد آبرو و اعتبار اجتماعي او را خدشه دار کرده و از چشم مردم بياندازد، خداوند او را از ولايت خودش خارج مي سازد و در ولايت شيطان قرار مي دهد.
(بحار الانوار، جلد 72، ص 226)

 ! خدا وکيلي، مي ارزه آدم براي يه جوک اين همه هزينه بپردازه؟

 وااااااااااااااااااااااااااي، مي دونيد خروج از ولايت خدا يعني چي؟ و چه تبعاتي داره؟
مي دونيد معني "در ولايت شيطان قرار گرفتن" چيه؟ و آخرش سر از کجا در مياره؟

 راستي اگه از اين به بعد يه جوک مسخره احمدي نژادي يا حتي غير احمدي نژادي! به دستتون برسه چيکار مي کنين؟

 به نقل از وبلاگی که آدرسش یادم رفته

 

+ ادامه مطلب

|+|
نگارش توسط رهگذر در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 6:7 بعد از ظهر