|
با من بخوان حدیث عشق را ...
کی رفته ای زدل که تمنا کنم تورا........کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را
| ||
|
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 6:53 بعد از ظهر ] [ رهگذر ]
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 3:55 بعد از ظهر ] [ رهگذر ]
[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 12:40 بعد از ظهر ] [ رهگذر ]
[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 6:56 بعد از ظهر ] [ رهگذر ]
پس از چهل منزل اسارت کند زینب حسینش را زیارت [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 12:48 بعد از ظهر ] [ رهگذر ]
[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 10:0 بعد از ظهر ] [ رهگذر ]
روزي خانمي سخني را بر زبان آورد كه مورد رنجش خاطر بهترين دوستش شد ، او بلافاصله از گفته خود پشيمان شده و بدنبال راه چاره اي گشت كه بتواند دل دوستش را بدست آورده و كدورت حاصله را برطرف كند . او در تلاش خود براي جبران آن ، نزد پيرزن خردمند شهر شتافت و پس از شرح ماجرا ، از وي مشورت خواست ... پيرزن با دقت و حوصله فراوان به گفته هاي آن خانم گوش داد و پس از مدتي انديشه ، چنين گفت : تو براي جبران سخنانت لازمست كه دو كار انجام دهي و اولين آن فوق العاده سختتر از دوميست . سپس از خانه بيرون آمده و شروع به قدم زدن در كوچه و محلات اطراف خانه ات ميكني و در آستانه درب منازل هر يك از همسايگان و دوستان و بستگانت كه رسيدي ، مقداری پر از داخل بالش درآورده و به آرامي آنجا قرار ميدهي . بايستي دقت كني كه اين كار را تا قبل از طلوع آفتاب فردا صبح تمام كرده و نزد من برگردي تا دومين مرحله را توضيح دهم ...! انجام كار طاقت فرسائي كرد كه آن پيرزن پيشنهاد نموده بود . او با رنج و زحمت فراوان و در دل تاريكي شهر و در هواي سرد و سوزناكي كه انگشتانش از فرط آن ، يخ زده بودند ، توانست كارش را به انجام رسانده و درست هنگام طلوع آفتاب به نزد آن پيرزن خردمند بازگشت ... و با خشنودي گفت :بالش كاملا خالي شده است ! حالت اولش برگردد !!! قرارشان داده ام ، پراكنده است ، قطعا هرچقدر هم تلاش كنم ، دوباره همه چيز مثل اول نخواهد شد ! هرگز فراموش نكن كلماتي كه بكار ميبري همچون پرهائيست كه در مسير باد قرار ميگيرند . آگاه باش كه فارغ از ميزان صمميت و صداقت گفتارت ، ديگر آن سخنان به دهان بازنخواهند گشت ، بنابراين در حضور كساني كه به آنها عشق ميورزي ، كلماتت را خوب انتخاب كن ...
[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 12:30 بعد از ظهر ] [ رهگذر ]
[ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 11:39 قبل از ظهر ] [ رهگذر ]
[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 9:39 بعد از ظهر ] [ رهگذر ]
باز هم نهم دیماه سالروز حماسه عاشوراییان فرا رسید اونروز که در اونجا بودم شاید فکر نمی کردم در فصل مهمی از تاریخ انقلاب باشم اما مثل قطره بودیم در اون دریای بیکران روزی که اگر نبود عاشورای حسینی و بیداریهای رهبر شاید آن فتنه ادامه پیدا می کرد و ........... اما در عجبم از انان که هنوز درس عبرت نگرفته اند !!! سالروز آن روز بزرگ گرامی باد دیدند دشمنان که در این خطه لاف نیست
در عشق ســــیدعــلی همه تمـار میشویم
[ جمعه نهم دی 1390 ] [ 0:34 قبل از ظهر ] [ رهگذر ]
|
||